پرونده ای متفاوت برای فیلم مرد آهنی
مرد آهنی در صدر گیشه

"مرد آهنی " عنوان فیلمی است که این روز ها بر پرده سینمای آمریکا و خیلی از کشورهای دیگر است؛پیش از این نیز نسخه های دیگر این فیلم به بازار آمده بود که توانست مخاطبان زیادی پیدا کند.
"مرد آهنی " را جان فاوریو با بودجه ای بالغ بر 135 میلیون دلار کارگردانی کرده است. مرد آهنی برگرفته شده از کتاب کمیکی به همین عنوان است که همانند مرد عنکبوتی و خیلی از این کتاب های معروف توسط شرکت مارول (Marvel Comics) انتشار یافته بود.
پروژه ساخت این فیلم ابتدا در سال 1990 توسط شرکت "یونیورسال" انجام شد تا شرکت "مارول" که خالق اثر بود حقوق متعلق به آن را دوباره خریداری نمود و به عنوان اولین پروژه ای که در آن سرمایه گذاری می کرد شروع کرد. سپس "فاوریو" را به عنوان کارگردان انتخاب کرد تا حسی واقع گرایانه به فیلم بدهد.
"مرد آهنی" از آخرین سری های فوق قهرمانان هالیوودی است که با سبکی متفاوت نسبت به زمان خود عرضه می شود. فیلم بر خلاف طبقه بندی این سبک به محیط های واقع گرایانه و روابط حقیقی از جمله جنگ افغانستان می پردازد.
در این گونه فیلم های فوق قهرمانانه معمولا زمان اتفاق فیلم چندان مشخص نیست یا سیاست مداران و وقایع مهم تاریخی عصر معاصر از قبیل جنگ ها در حال وقوع و رخداد های مهم در این دسته فیلم ها قید نمی شود. اما در این فیلم همه چیز جای خودش است.
تونی مخترع جوانی است که از بچگی با پدر خود همکاری می کرده است و تجربیات زیادی به دست آورده . او در حال حاضر یکی از برترین مخترعان نظامی به شمار می رود که بیشتر ادوات جنگی امریکا را می سازد.
این فیلم در حقیقت تبلیغی برای سیستم نظامی امزیکا است. صحنه هایی که در این فیلم میبینیم حکایت از آن دارد که سازندگان فیلم میخواهند برتری نظامی امریکا را به چالش بکشند که البته این ظاهر ماجراست. با حمله امریکا به کشورهایی چون افغانستان و عراق عده ای از سینما گران هم توجه خود را به این کشور ها معطوف کرده اند ؛ این چنین است که در سال های اخیر فیلم هایی از این دست زیاد ساخته شده است. البته در ژانرهای مختلف که گاه اکشن بوده، گاه کمدی و گاه نیز تراژدی یا اجتمای . به هر حال در این جا گونه ای دیگر از این قبیل فیلم ها را می بینیم.
" مرد اهنی" در هفته های های گذشته پرفروش ترین فیلم دنیا بوده و ظاهرأ مورد علاقه بسیاری از مخاطبین قرار گرفته است. مخترع جوان تونی " برای نمایش سلاح جدیدی وارد خاک افغانستان می شود. پس از نمایش سلاح که یک خمپاره انداز خیلی مدرن است سوار بر ماشین نظامی می شوند تا مسیر برگشت را پیش بگیرند اما گروهی به آنها حمله میکند وتونی را به اسارت خود در می آورند.
تونی که مجروح شده توسط "ینسن"عمل می شود و دستگاهی روی سینه او قرار میگیرد. در طول فیلم تمامی گروه ترویستی به زبان های مختلف صحبت می کنند از زبان عربی تا پشتو و انگلیسی که از نوع صحبت کردن این گروه احتمالاَ باید نام " القاعده " یا طالبان همان گروه های تروریستی مشهور را برای آنان انتخاب کنیم، که نامگذاری بیجایی نمی تواند باشد.
این گروه تونی را وادار می کند که اسلحه ای را که می خواهند بسازد و تونی پس از کمی شکنجه شدن به آنها جواب مثبت می دهد. یکی از نکاتی قابل توجه در این در این سکانس است ؛ پس از آنکه تونی را مجبور به قبول تقاضا می کنندسرپرست گروه که به زبان عربی صحبت می کند اسلحه هایی را به مخترع جوان نشان می دهد که اکثر آنها امریکایی و ساخت شرکت تونی است که باعث تعجب خود او نیز می شود.
در هر صورت تونی و ینسن دست به کار می شوند؛ اما ظاهراً تونی قصد ساخت چیز دیگری دارد. او می خواهد مردی آهنی بسازد که بتواند از چنگال این گروه تروریستس خارج شود اما در مراحل پایانی رئیس بزرگ گروه از طریق دوربین هایی که برای مراقبت از آنها نصب کرده می فهمد که آنها چه قصدی دارند و دستور حمله به دوزندانی را صادر می کند.
در همین حال ینسن به تونی کمک می کند تا مرد آهنی شود اما برای چنین کاری نیاز به زمان است؛ به همین دلیل ینسن تنهایی به سمت مبارزان گروه حمله می کند و می میرد. از آن طرف هم تونی که حالا دیگر تبدیل به مرد آهنی شده تک تک مبارزان را از پای در می آورد و بعد به ناچار مردآهنی را به پرواز در می آورداما به دلیل نقص فنی سقوط می کند.
پس از سقوط ساخته مخترع جوان تکه تکه می شود و او در بیابان ها آواره می شود تااینکه بالگردهای امریکایی به کمک او می آیند و به کشورشان باز می گردند.
تونی پس از رسیدن به کشور خود و حضور در یک مصاحبه مطبوعاتی بلافاصله مشغول به ساخت یک مردآهنی دیگر می شود. او در کارگاه مدرن خود بارها و بارها بر روی این ساخته کار می کند تا تمامی اشکالات آن را برطرف کند. از طرفی دیگر گروه تروریستی اقدام به جستجو برای پیداکردن لاشه مرد آهنی اول می کند و آن را به دست می آورد.
یک روز که تونی مشغول دیدن صحنه هایی از جنگ در کشور افغانستان است با دیدن تصاویری که به زنان و کودکان بی گناه حمله می شود؛ تصمیم سفر به افغانستان را می گیرد. او لباس آهنی خود را به تن می کند و به سمت افغانستان می رود. گروه تروریستی در حال جداکردن مردان خانواده از زن ها و فرزندانشان است که مرد آهنی می آید و گروه را تارومار می کند؛ بعد از آن هم به سراغ مقر گروه می رودو تمام تجهیزات آنها را منحدم می کند.
در یکی از صحنه های فیلم که پس از حمله تونی به مقر گروه تروریستی است می بینیم که پدر تونی به سراغ رهبر گروه تروریستی در افغانستان می رود و با آنها مذاکراتی را انجام می دهد. در این صحنه از فیلم مخاطب می فهمد آنچه از ادوات نظامی که در اختیار نیروهای امریکایی قرار گرفته است را پدر تونی در اختیار آنها گذاشته؛ تونی هم که حالا دیگر به پدر مضنون شده دختری را به دفتر پدر خود می فرستد تا از کامپیوتر پدر فایل های او را چک کند. دختر از کامپیوتر پدر چیز های مشکوکی پیدا می کند و قصد اطلاع دادن به تونی را دارد که پدر از راه می رسد و با وسیله ای که خود اختراع کرده سیستم دفاعی بدن تونی را موقتاً از کار می اندازد و دستگاهی را که او به سینه داشت می برد.
آن طرف هم دختر بوسیله گروهی واردکارگاه پدر می شود و آنجا است که مرد آهنی پدر نمایان می شود. یکی از بهترین و جذاب ترین صحنه های فیلم همینجا به تصویر در می آید؛ جنگ دو مرد آهنی آن هم درست وسط خیابان، جنگ پدر و پسر و جنگ دو مخترع.
تونی در این فیلم شخصییتی انسان دوستانه دارد و سعی می کند که از دانش خود در جهت نجات انسان های بیگناه استفاده کند؛این را بارها در فیلم میبینیم. چه پس از جنگ با گروه تروریستی که هواپیما های امریکایی او را دنبال می کردند و پس از سقوط ناگهانی یک هواپیما و خروج اضطراری خلبان آن که چتر نجاتش باز نمی شد و تونی به کمکش رفت و هم در صحنه ای از جنگ دو مرد آهنی که پدر ماشینی را که یک خوانواده در ان سوار بودند را به طرف پسر پرتاب می کند و تونی سعی می کند به شیوه ای ماشین را بگیرد که به سرنشینان آن صدمه ای وارد نشود.
جنگ پدر با پسر با برتری مرد آهنی پدر ادامه می یابد تا آنجا که تونی به دختر می گوید چه کار کند که آنها پیروز شوند. در نهایت پس از دیدن صحنه های اکشن که زد و خورد دو مرد آهنی را نشان میدهد؛ مرد آهنی بزگتر که همان پدر باشد از پای در می آید پس از آن هم تونی در جلسه ای مطبوعاتی اعلام می کند که او مرد آهنی بوده و همگان او را تشویق می کنند.
تونی در این فیلم شخصییتی محبوب نشان داده می شود ؛ شخصییتی که تمام تلاش خود را برای رفاه و نجات انسان ها به کار می برد ضمن آنکه مردی خون گرم است و هیچ وقت به دیگران فخر فروشی نمی کند. فیلم مرد آهنی یک ساخته کاملاً تبلیغاتی است که با صحنه هایی اکشن و زیبا به روی پرده های سینما ها نقش می بندد. تونی برای همه دل می سوزاند حتی برای مردم افغان که از ظلم گروه های تروریستی خسته شده اند.
"مرد آهنی" در بخش جلوه های ویژه از بهترین تکنولوژی های موجود استفاده می کند و قوانین فیزیک در صحنه های کامپیوتری فیلم به خوبی اجرا شده است. بعلاوه ترکیب تصاویر دیجیتال با تصاویر حقیقی با بهترین مهارت انجام شده است.
از نکته های بارز فیلم انتخاب بازیگر فیلم است که از بازیگری مناسب با ویژگی و مهارت های مناسب در مسائل جدی و کمدی استفاده شده است.
گفتنی است که رامین جوادی موسیقی دان ایرانی الاصل کار موسیقی متن این فیلم را با ریتمی نوین انجام داده است. رامین جوادی متولد آلمان از پدری ایرانی است. جوادی که خود از طرفداران کتاب های کمیک است بعد از تماشای اولین ویرایش فیلم آغاز به کار روی موسیقی متن فیلم نمود. ریتم سنگین گیتار الکترونیک فیلم ریتم و سرعت فیلم را افزایش می دهد و سکانس های اکشن فیلم را قدرت می دهد طوری که بیننده هیجان مضاعفی پیدا کند.
در این فیلم باریگرانی چون رابرت دانی جی آر، ترنس هوارد، جف بریجز و شان توپ ایفای نقش می کنند.

تعزیه عنوان فیلمی است که ناصر تقوایی کارگردان نام آشنای کشورمان به سفارش مرکز هنرهای نمایشی ساخت.
این فیلم که با تحقیقات زیاد آقای تقوایی ساخته شد در جشنواره فجر هم به نمایش در آمد ولی چندان تاثیری در معرفی این اثر برگزیده نداشت. این در حالی است که بسیاری از منتقدان و کارشناسان تعزیه را تئاتر ملی ما می دانند اما چرا در حقش جفا شد؟ سوالی است به جا که در ذهن خیلی از علاقه مندان به این کارگردان نقش بسته است و به این زودی هم پاک نمی شود. این در حالی است که تعزیه آخرین کاری است که از ناصر تقوایی توانست بر پرده نقره ای ظاهر شود.
با این تفاسیر به نظر می رسد که اکران و یا حتی فروش این فیلم که به شیوه ای هنرمندانه تئاتر ملی ما را معرفی می کند باید دغدغه خیلی ها باشد.
به هر حال امیدواریم که با تغییر سیاست گذاری های کلان در حوزه فرهنگ و هنر و با روی کار آمدن مسئولانی که کمک به فرهنگ اصیل این مرزوبوم همواره دغدغه اشان بوده است بار دیگر آقای تقوایی فیلم بسازد.
ضمن آنکه بازهم باید امیدوار بود که تعزیه نیز بار دیگر اکران موفقی را داشته باشد تا بتواند تئاتر ملی ما را تبلیغ کند. تئاتری که علاقه مندان زیادی در جای جای این جهان دارد.
تعزیه (ناصر تقوایی)

تنظیم متن ،تدوین گر و کارگردان: ناصرتقوایی
تصویربرداران:فرهادصبا،اصغررفیعی جم
صدابردار:اصغرشاهوردی
مدیرتولید:محمدحسین ناصربخت
گفتار متن و دستیارکارگردان:مرضیه وفامهر
مدیربرنامه ریزی:محسن تقوایی
صداگذاری:اصغرشاهوردی،علی علویان
دستیاران تصویر:هومن بهمنش،
سعیدبراتی، میثاق جمشیدی
دستیارصدا:ابراهیم خدمتگذار
دستیارتولید:علیرضالطفعلی
عکس:علی تقوایی.دستیارتدوین:مهران قدکچیان
انتخاب لباس:لیلا تقیان
وسایل صحنه:اسماعیل امینی زاده
بازیگران:علا الدین قاسمی،اسماعیل محمدی،
مظفرقربانی نژاد،محمدرضایی،جمال الدین قاسمی،
محمدبخشی نیا،علی عقیقی،حسن عقیقی،
امیرمقدم و...باحضور:هاشم فیاض
تهیه کننده:مرکزهنرهای نمایشی
مستندی درباره سنت نمایشی تعزیه با حضور
جمعی از بهترین تعزیه خوان های ایران.
کارگردان
ناصر تقوایی، متولد 1320 در آبادان.
فعالیت هنری را با داستان نویسی آغاز کرد.
داستان های کوتاهش طی سال های 1342 تا 1345
در فصلنامه های «آرش»، «اندیشه و هنر» و...
چاپ می شد و در سال های 44 و 45 مجله
«هنر و ادبیات جنوب» را همراه با منصور خاکسار
منتشر می کرد. در سال 48 مجموعه تابستان همان سال
را که شامل هشت داستان پیوسته بود چاپ کرد
که بازتاب های بسیار خوبی داشت. تقوایی از سال 45
با ساخت فیلم های کوتاه داستانی، مستند وتجربی
فعالیت سینمایی را آغاز کرد و در سال 47
نخستین فیلم بلند خود آرامش در حضور دیگران را ساخت.
ساخت هشت فیلم سینمایی، یک سریال،19 فیلم کوتاه و مستند
و نگارش یک رمان سه جلدی منتشر نشده (کوچک جنگلی)
و چندین فیلمنامه از جمله فعالیت های او تا به حال است.
تعزیه آخرین فعالیت سینمایی او محسوب می شود.
فیلم شناسی
تجربی و گزارشی: نان خور های بی سوادی،آرایشگاه آفتاب و تاکسی متر(1345).
فروغ فرخزاد1313 تا 1345(1346).رقص شمشیر،نوبان و زار(1348).
پنجمین جشن هنر در شیراز(1349).
مستند: پنج شنبه بازار میناب(1346).مشهد قالی(47-1346).نخل(48-1347).
باد جن(1348).اربعین(1349).باغ بهشت(1354،نیمه تمام).پیش(1376).تعزیه(1383).
کوتاه داستانی: رابطه(1346).رهایی(1350).کشتی یونانی(1377).
سینمایی: آرامش در حضور دیگران(1347).صادق کرده(1350).نفرین(1352).
ناخدا خورشید(1365).ای ایران(68-1367).کاغذ بی خط(1380).
رومی و زنگی(1381،نیمه تمام).چای تلخ(1382،نیمه تمام).
جشن سینمایی ها در پایتخت
دومین جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران سیزدهم تیرماه همزمان با ولادت حضرت امام محمد باقر (ع) و روز قلم در تهران برگزار میشود.
به گزارش روابط عمومی جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، این جشن با هدف اهتمام جایگاه نویسندگان و منتقدان در رشد و اعتلای سینمای ایران، گسترش فرهنگ نقدپذیری جامعه، بستر سازی برای تعمیق همکاریها و تعاملات نویسندگان و منتقدان با دیگر صنوف سینمایی برپا خواهد شد.
تقویت و تحلیل جایگاه نقد و نوشتار در سینمای ایران و پاسداشت و تجلیل از فعالان عرصه قلم و آثار شاخص و فاخر سینمایی و هنرمندان تاثیرگذار به عنوان دیگر اهداف برپایی این جشن، از سوی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران طراحی و برنامهریزی شده است.
قدردانی از سی چهره مطرح و تاثیرگذار سینمای ایران به مناسبت سیامین سالگرد انقلاب شکوهمند اسلامی از نگاه منتقدان، قدردانی از برگزیدگان جشنوارههای معتبر داخلی، تجلیل از مدیران ارشد فرهنگ و هنر، اجرای برنامه بزرگداشت از پیشکسوتان عرصه نقد و نوشتار سینمایی، برنامههای دومین جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران را تشکیل میدهد.
در این دوره از جشن، برای نخستین بار از برترین آثار در بخشهای سینمای ایران، بینالملل، فیلم کوتاه و مستند قدردانی به عمل میآید.
همچنین معرفی منتقدان برتر کشور و معرفی بهترین کارگردانان سینمای ایران در ژانرهای مختلف، بازیگران برتر، تهیهکنندگان برتر، فیلمنامهنویسان برتر و فیلمهای برتر از دیگر برنامههای جشن بزرگ سالانه منتقدان و نویسندگان سینمای ایران است.
این جشن به همت انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان سینمای ایران با همکاری سازمانها و مراکز مختلف برگزار میشود.
«تقدير از شما دليل نميخواهد. مثلِ تقدير از خورشيد و ماه، يا تقدير از جنگل و دريا» | |
![]() |
|
متن زير توضيحي است از حميد امجد، يكي از سه داور بخش ادبيات نمايشي جايزه روزي روزگاري درباره بيانيه و دلايل اهداي جايزه به بهرام بيضايي و متن كامل و خلاصه شده بيانيه هيات داوران: حميد امجد: چنانکه اعلام شده است، جوایز ادبی و هنری «روزی روزگاری» امشب (شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ماه) اهدا میشود. وظیفهی داوری و انتخاب و البته اهدای این جایزه در بخش ادبیات نمایشی با گروهی سهنفره بود شامل محمد چرمشیر، محمد رحمانیان، و من. و ما با هریک از دو رویکردِ محتمل و پیش رویمان، که یکی میتوانست انتخاب یک «اثر» برگزیدهی سال و اهدای جایزه به خالقِ آن باشد و دیگری انتخابِ یک «چهره»ی تأثیرگذارِ ادبیات نمایشی بهمنظور تجلیل از یک عمر فعالیتش، استاد بهرام بیضایی را برگزیدیم؛ چه بابت هریک از آثارِ عرضهشدهاش در سالی که گذشت، نمایشنامهی بهصحنهرفتهاش (افرا؛ یا روز میگذرد)، اثرِ نمایشیِ تازه منتشرشدهاش (سهرابکُشی) ــ یا حتی آخرین فیلمنامهی چاپشدهاش (لبهی پرتگاه) اگر فیلمنامه را نیز، بهدرستی، در شمارِ ادبیات نمایشی بیاوریم ــ و چه بهپاسِ یک عمر فعالیتِ پرثمرش، که به پنجاهمین سالش قدم گذاشتهایم. | |

تلافی اسدی

یکی از فیلم هایی که این روزها در سینماهای تهران و برخی از شهرهای کشور در حال اکران است فیلم "تلافی" ساخته سعید اسدی است.
فیلم سینمایی "تلافی" تازه ترین تجربه فیلم سازی سعید اسدی به شمار می رود که از 11 اردیبهشت ماه اکران خود را آغاز کرده است. این در حالی است که اسدی کارگردانی فیلم هایی چون"عشق گمشده"، "سیب سرخ حوا"، "آواز قو"، "میهمان" و فرود در غربت" را نیز در کارنامه خود دارد. اسدی که تحصیلات خود را در سوئد، آمريكا و انگليس گذرانده است پس از بازگشت یه ایران ولين كاري كه بعد از قريب به يك ربع قرن دوري از ايران، نوشت و آن را تهيه و كارگرداني كرد، فيلم «عشق گمشده» بود كه در سپتامبر سال 2000 در جشنواره فيلم پيونگ يانگ كره شمالى، جايزه مشعل طلايي براي بهترين فيلم و موسيقي متن را بهدست آورد، اما در ايران اكران عمومي موفقی نداشت.
اسدی خود در خصوص بازگشتش به ایران می گوید: من برگشته بودم تا در کشور خودم کار تهیهکنندگی انجام بدهم. اما متاسفانه شرایط سینمای ایران من را از کار تهیه دور کرد. در سینمای ما در حال حاضر سینمادار فقط به بازیگر نگاه میکند و فیلمها همگی برای اکران به بازیگر وابستهاند. در صورتی که این فیلم است که باید ارتباط خود را با مخاطب برقرار کند.
او می گوید: من در بازگشت به ایران میخواستم هر دو سال یکبار سه فیلم تولید کنم. اما احساس کردم تهیهکنندگی حاصلی نخواهد داشت. من در تهیه 13 فیلم در خارج کشور با چنین مسائلی مواجه نشده بودم و در این شرایط فکر کردم کارگردانی بهتر است.
اسدی بعد از "عشق گمشده"، «سيب سرخ حوا» را ساخت كه با آن كه در جشنواره فيلم فجر شركت نداشت اما با تعداد محدود سالن سينما مخاطب خوبي پيدا كرد و در تهران دو برابر فيلم «اعتراض» فروخت . همچنین وقتي كه «آواز قو»، اكران شد تازه بهرام رادان يك بازيگر معروف شده بود و مردم با آن فيلم هم ارتباط خوبي برقرار كردند.
اسدی بعد از فيلم «آواز قو» 5 سال كار نكرد تا بتواند كاري برتر از «آواز قو» را بسازد. وی در خصوص این تاخیر می گوید: بعد از فیلم "آواز قو" پنج سال در سینما کار نکردم تا بتوانم کاری ارزندهتر در همان ژانر بسازم. اما امکانش نبود و فکر میکنم عمرم تلف شد. بیش از 13 فیلمنامه رد کردم و بعد از چند سال "میهمان" را ساختم. زیرا فکر کردم آن زمان سینمای ما طنز میخواهد. متاسفانه سینمای ما ملی و بومی نیست. یک زمان فیلم خانوادگی، زمانی دیگر جوانپسند و در شرایطی طنز مورد توجه قرار میگیرد. ما در سینمای ایران شاخصه ملی نداریم و هر چند سال یک نوع ژانر بر سینما حاکم می شود.
این کارگردان پس از «ميهمان» ، فيلم «فرود در غربت» را ساخت كه هنوز زمان اكرانش مشخص نيست.«فرود درغربت» يك فيلم جدي است و يك انتقاد كلي از سيستم بهداشت درايران دارد.
اسدی همچنین در نخستین تجربه تلویزیونی خود مشغول ساخت فیلم "اکباتان" برای گروه فیلم و سریال شبکه اول است. این فیلم که احتمال تغییر نام آن نیز وجود دارد ظاهرا در مرحله تدوین است. در فیلم 90 دقیقهای "اکباتان" عسل بدیعی، اشکان خطیبی، فقیهه سلطانی، رامتین خداپناهی، افسر اسدی و شهرزاد کمالزاده بازی کردهاند.
اما در فیلم "تلافی" که بر اساس فیلمنامه عباس شیرمحمدی ساخته شده، حمید گودرزی، نیوشا ضیغمی، سیروس گرجستانی، مهدی امینیخواه، کیانوش گرامی، محمد شیری، احمد پورمخبر و .. به ایفای نقش پرداختهاند.
فیلم سینمایی "تلافی" که به تهیه کنندگی یدالله شهیدی تولید شده؛ داستان زندگی یک زوج جوان را به تصویر می کشد که به اسرار جدیدی در مورد یکدیگر پی می برند و پس از آن در پی تلافی بر می آیند.
با توجه به بازیگران و همچنین داستان ساده و روان فیلم به نظر می رسد که تماشاگر به سادگی می تواند با آن ارتباط برقرار کند؛ گرچه برخی ها این را عاملی می دانند برای آنکه فیلم فروشی سود آور داشته باشد. البته ظاهرا بازیگران این فیلم انتخاب کارگردان نبوده اند به این دلیل که ابتدا قرار بود شخص دیگر این فیلم را بسازد که با انصراف او اسدی کار را شروع کرد و زمانی که او وارد پروزه شد تقریبا بیشتر عوامل انتخاب شده بودند.
تلافي همان داستان تكراري زن ثروتمند و مرد فقير است. با اندكي رنگ و لعاب روز و افزودن چاشني ازدواجي ناموفق كه رو به نابودی است. البته گرچه خود کارگردان به این مساله آگاه است ولی این چنین می گوید که : قصهها ممکن است در سینما تکراری باشند، اما این دید و نگاه سازنده است که میتواند همان قصه را با ساختاری تازه تبدیل به اثری دیگر کند. البته به عقیده من مکان یا کشوری که فیلم در آن ساخته میشود نیز بر اثر تاثیر مستقیم دارد و موسیقی متن و سایر عوامل نیز میتواند همان قصه تکراری را به شکلی دیگر تبدیل کند.
زن اول قصه شيكپوش و عصبي است. او در آغاز فيلم به عنوان زني پولپرست معرفي می شود ولی در اواخر فيلم تصمیم می گیرد تا ثروت قابل توجه خود را به امور خيريه اختصاص دهد. از آن سو مرد بيپول و نهچندان موجهي را داريم كه پس از اختلاف با همسر و جدا شدن اين زوج، ناگهان با مشكلات شديدي روبهرو ميشود. از طرفي همسر جوانش دچار تومور مغزي و بيماريهاي لاعلاجي می شود و داستان به گونه ای پیش می رود که نشان می دهد زن مردنی است و مرد نااهل با اطلاع از اين موضوع تلاش ميكند کارهای خطای خود را جبران کند و در حالي كه دختر جوان هيچ خانوادهاي هم ندارد ارثيه كلان او را تصاحب كند. داستان تا آنجا ادامه می یابد که مرد مجبور می شود که براي نجات جان همسرش دست به فداكاريهايي بزند و عاقبت سر از بيمارستان درآورد.این در حالي است كه همسرش هم بهطور معجزهآسايي از آن بيماري مهلك گریخته و همه چيز براي يك آشتيكنان حسابي مهياست. مرد هم كه از بازيهاي روزگار درس عبرت گرفته تصمیم می گیرد که دویاره به زندگی مشترک برگردد و به اين طريق كانون خانواده دوباره مستحكم ميشود.
سعید اسدی در خصوص زمان اکران فیلم سینمایی "تلافی" می گوید: وقتي در اولين شب نمايش عمومي فيلم به سينما اريكه ايرانيان رفتم، ديدم سالن نمايش پر است و اين براي فيلمي كه روز اول اكران خود را آن هم بدون بيلبورد، تيزر و ساير تبليغات پشت سر مي گذارد، خيلي خوب بود. به هر حال تهیهکننده فیلم "تلافی" زمانی مناسب را برای اکران این اثر در نظر گرفته است. این فیلم از جمله آثاری است که میتواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کند. "تلافی" فیلمی گرم و صمیمی است و حس مرده در آن دیده نمیشود.
این کارگردان در خصوص فیلم "تلافی" و مخاطبان آن نیز می گوید: : فیلم "تلافی" صداقت دارد و مشخص است که سازنده آن تصمیم ندارد نشانی غلط به مخاطب بدهد. این فیلم یک اثر شفاف و صادق است و من در آن خیلی سعی کردم برای جذب مخاطب از لودگی و هجو استفاده نکنم.
او اضافه می کند که: من احساس مي كنم "تلافي" فيلمي است كه قصه اي متفاوت با قصه هاي مرسوم سينماي ايران دارد چون در حالت كلي روند سينماي ايران به گونه اي است كه وقتي چيزي مد مي شود، همه از آن تبعيت مي كنند
این فیلم از چهارشنبه 11 اردیبهشت در سینماهای استقلال، آزادی، جوان، ایران، مرکزی، آسیا، بهمن، اریکه ایرانیان، عصر جدید، پایتخت، تهران، کارون، فلسطین، آستارا، شاهد، ملت، پیروزی و گلریز و همزمان در شهرهای شیراز، اهواز، اصفهان، بوشهر، کاشان، اراک، اردبیل، کرمانشاه، کرمان، یزد و ... به نمایش درآمده است
| «دعوت» یک اثر زنانه است | |
![]() |
|
|
مضمون حساسيتبرانگيز فيلم و حضور بازيگراني چون محمد رضا فروتن، مهناز افشار و شايعه حضور محمدرضا گلزار و بهرام رادان حاشيههاي بسياري پيرامون اين فيلم به وجود آورد، اما حاتميكيا بازهم با سكوت خود سعي كرد در فضايي به دور از تنش كارش را انجام دهد. فيلم او هماكنون در مرحله فني است و حالا حاتميكيا با فاصله گرفتن از هياهوي ابتداي توليد با حضور در برنامه تلويزيوني «45دقيقه» شبكه خبر درباره فيلم جديدش دعوت اظهارنظر كرده است. او اين فيلم را اثري زنانه توصيف كرده و درباره آن گفت: «در كارهاي سينمايي، توجه به خانواده و به ويژه حضور زن در كانون آن، بسيار بااهميت است. بنا براين تلاش كردهام كه در فيلم دعوت به خانوادهها بپردازم در آن درباره زنهاي حرف بزنم كه ازدواج كردهاند و جامعه آنها را به جايي ميكشاند كه مجبور ميشوند به سختي تصميم بگيرند. در اين فيلم نيز برخلاف فيلمهاي قبليام - كه در آنها كمي نگاه و تكيهگاهم مردانه بود و زنان در آنها با فاصله انجام وظيفه ميكردند- داراي نوعي فضاي زنانه است و قصه 5 زن را به تصوير ميكشد كه حرفهايي براي گفتن دارند.»اما نظر حاتميكيا درباره دعوتش از بازيگران چهره براي فيلم جديدش براي خيليها جالب است. او از ايجاد اين حساسيتها ابراز خرسندي كرد و گفت: «از جنجالها و حساسيتهاي پيشآمده در اين زمينه خيلي خوشحال شدم چون متوجه شدم مخاطبان سايتهاي اينترنتي كه جوانها هستند چقدر در اين زمينه دغدغه دارند. در واقع ارتباط با جوانان را براي ساخت فيلم نوعي ارزش است، چراكه جداي از سود مالي و تعيينكننده بودن سينمادارها در سرنوشت نمايش يك فيلم، من به ارتباط با مخاطب نياز دارم و با اين ارتباط زنده هستم.»«ابراهيم حاتميكيا» در اين برنامه از فيلم توقيف شده خود «به رنگ ارغوان» نيز حرف زد: «فيلم «بهرنگ ارغوان» به يكي از فرزندان من ميماند كه پشت شيشههاي بخش نوزادان بيمارستان مانده و به پرستاري دلسوز نياز دارد كه او را در آغوش بگيرد. در واقع مشكل اين فيلم حلشدني است، اما در نوعي تبعيد خود خواسته بهسر ميبرد. به نظرم اكنون چند سالي از توليد فيلم گذشته و مشكلي براي نمايش آن وجود ندارد و من اميدوارم كه اين فيلم هم اكران شود تا ديگر هيچ فيلم توقيفي يا نمايشداده نشده در كارنامه من وجود نداشته باشد.»حاتميكيا فيلم سينمايي به رنگ ارغوان را در سال 1383 با بازي حميد فرخنژاد، خزر معصومي، كوروش تهامي، رضا بابك و فرهاد قايميان ساخت كه اين فيلم مجوز اكران به دست نياورد. فيلم دعوت با بازي محمدرضا فروتن، مهناز افشار، پژمان بازغي، كتايون رياحي، سيامك انصاري، ليلا اوتادي، فرهاد قائميان، ثريا قاسمي و... جلوي دوربين رفت. اين فيلم پس از مراحل فيلمبرداري به مديريت تورج منصوري وارد مرحله تدوين به سرپرستي مهدي حسينيوند شد. تدوين اين فيلم بهتازگي به پايان رسيده و محسن روشن در حال انجام كارهاي صداگذاري و ميكس فيلم است. بهزودي محمدرضا عليقلي نيز ساخت موسيقي متن فيلم را شروع ميكند تا اين فيلم براي اكران تابستان آماده شود.ابراهيم حاتميكيا قصد دارد پس از اكران فيلم دعوت فيلم جديد خود با نام ققنوس را جلوي دوربين ببرد.این در شرایطی است که تهیه کننده به رنگ ارغوان نیز در گفت و گویی با روزنامه دنیای اقتصاد درباره به رنگ ارغوان اظهار نظر کرده است. او دراين گفت وگو مي گويد :ما منتظر مجوز نمايش و اكران فيلم هستيم. چون كارمان را خلاف قانون انجام ندادهايم. ما مستوجب اين عقوبت نبوديم.* ايراد كار را در كجا ميبينيد؟خب اين وضعيت در كشور وجود دارد. حتي در همين سريالهايي كه نوروز از تلويزيون پخش شد هم چندين مورد شكايت از جاهاي دولتي وجود داشت. هر حوزهاي يك متولي دارد.* شكايت كردن با توقيف كردن تفاوت دارد. شكايت بعد از نمايش است، اما توقيف يعني يك سرمايه هنگفتي معلق ميماند.منظورم اين است كه اين وضعيت وجود دارد. يعني اگر روي عملكرد نهاد دولتي نقد شود آن ارگان چون قدرت دارد جلوي فيلم را ميگيرد. اگر ارگاني قدرت نداشته باشد فقط شكايت ميكند | |
| گنجشکها برای فطر می خوانند |
|
فیلم سینمایی "آواز گنجشکها" به کارگردانی مجید مجیدی عید فطر در گروه سینمایی استقلال روی پرده می رود. جواد نوروزبیگی مجری طرح پروژه سینمایی "آواز گنجشکها" گفت: با هماهنگی با حوزه هنری که وظیفه پخش فیلم را بر عهده دارد، تازهترین ساخته مجیدی عید فطر (مهرماه) در گروه سینمایی استقلال اکران عمومی میشود. |
حکایت تبریزی و شهریار
كمال تبريزي شب گذشته (20 ارديبهشت ماه) پس از پايان پخش قسمت بيستم سريال «شهريار» نسبت به حذفيات مجدد اين مجموعه اعتراض كرد.

اين كارگردان كه شامگاه جمعه در راديو گفتوگو حاضر شده بود به اقدام سيما فيلم در مميزي قسمت نوزدهم و بيستم سريال «شهريار» (بدون اطلاع وي) انتقاد و تصريح كرد: اين درحالي است كه رييس سازمان صداوسيما در روزهاي گذشته تماس گرفت و اين قسمتها را از قسمتهاي خوب مجموعه «شهريار» برشمرد؛ اما مركز سيما فيلم همچنان به سانسور ادامه ميدهد.
روز گذشته (جمعه) بيستم ارديبهشتماه، بلافاصله پس از پخش قسمت جديد سريال «شهريار» گفتوگو با هادي بهجت تبريزي، تنها اولاد ذكور استاد شهريار به روي آنتن شبكه دو سيما رفت.
در اين مصاحبه، فرزند استاد شهريار با اشاره به اينكه كارگردان و فيلمنامهنويس اين سريال پيش از ساخت، طي چند جلسه با وي مشورت داشتهاند، در مجموع نسبت به نحوه ساخت سريال «شهريار» ابراز رضايت كرد.
هادي بهجت تبريزي سپس با تأكيد بر اينكه در ساخت سريال «شهريار» در بعد فرهنگي شخصيت اين شاعر هيچ تحريفي صورت نگرفته است، در عين حال تغيير در جزئيات زندگي شهريار را از حقوق كارگردان و فيلمنامهنويس برشمرد.
به گفته وي كليات قصه سريال «شهريار» با مشكلي مواجه نبوده است.
فرزند استاد شهريار در ادامه نقد يك اثر هنري را دشوار خواند و در اين ارتباط به برخي اشعار اين شاعر اشاره داشت كه در آن منتقدان را خطاب قرار داده و خواسته بود كه ابتدا اشعارش را بخوانند و سپس آنها را نقد كنند.
وي همچنين معتقد است: هنرمند بايد تمام مطالب را درباره موضوع يا شخصي كه قرار است درباره آن فيلم بسازد بشوند و سپس از زاويه ديد خود آنها را به تصوير بكشد.
او به ديداري كه در شهر تبريز با كارگردان و نويسنده سريال «شهريار» داشته است اشاره و خاطرنشان كرد: در اين ديدار به آنان توصيه كردم فيلمها و سريالهايي كه درباره زندگي ادبا و شعرايي همچون نظامي و رودكي ساخته شده است را ببينند و ايشان هم كه كارگردان حرفهاي هستند حتما اين كارها را ديدهاند؛ اما آنچه مسلم است ساخت فيلم يا سريالي در اين حد به تحقيق و پژوهشهاي چندساله نياز دارد.
تنها اولاد ذكور استاد شهريار به كمبود اسناد و مدارك تاريخي درباره زندگي اين شاعر ايراني اشاره كرد و گفت: حتي يكي از دوستان نزديك وي كه مقدمهاي بر كتاب شهريار نوشته نيز مطالبش درباره زندگي شهريار بسيار ناقص است.
وي در عينحال با اعتقاد بر اينكه در سريال «شهريار» از اشعار اين شاعر به خوبي بهره گرفته شدهاست، در اينباره اظهار كرد: استفاده از اشعار خصوصا فارسي در اين سريال باعث شد كه من بار ديگر به سراغ كتاب پدرم بروم و اين اشعار را مرور كنم.
هادي بهجت تبريزي با يادآوري اينكه براي نخستينبار فيلم يا سريالي درباره زندگي و شخصيت استاد شهريار ساخته شده است، در اينباره گفت: ساخت اين سريال ميتواند زمينهساز ساخت آثار بهتري درباره اين شاعر باشد؛ شايد هم پس از پخش اين سريال، شهريار به فراموشي سپرده شود و ديگر كسي در اين زمينه كار كند؛ اما براي نسل بشر بهتر است كه همواره گذشتگان را پيشروي آينده خود قرار دهند.
تنها اولاد ذكور استاد «شهريار» در پاسخ به اين پرسش كه چه مقطع از زندگي پدرش را در اين سريال بيشتر پسنديده است؟گفت: دوران جواني شهريار را در اين سريال بيشتر دوست داشتم؛ به دوران كودكي وي چندان پرداخته نشده است؛ اما ظهور نسلي از شعرا پس از انقلاب مشروطه از جمله ملكالشعراي بهار و شهريار و ديدار با نيما از دغدغههاي همه ما بوده است؛ در نتيجه بيشتر به اين برهه از زندگي شهريار پرداخته شدهاست.
«مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام ميكنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است. «مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار»(كمال تبريزي) به خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سريالي كه با نام «شهريار» از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنهها و سكانسهايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيتهاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -كه محبوبترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر ميشود.
وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانتهاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يك معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است.
فرزند محمدحسين بهجتتبريزي با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: ميخواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفتهايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشكر ميكنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال ميبيند، فكر ميكند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاري داشته است.
وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع ميكردند،ابتدا درخواست ميكردم كه فيلمنامه را بخوانم.
بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق ميگيرد و براي هر گونه استفادهاي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچگونه اجازهاي نگرفتند.
وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي كه از پدر من در اين سريال نمايش داده ميشود به طور كلي متفاوت از واقعيت است و كسي كه اين فيلم را ساخته كوچكترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است.
بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيتهاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيتهايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ كه اصلا وجود خارجي نداشتهاند. كلا داستاني كه در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي پدرم نشان ميدهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است.
وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخها را رعايت نكردهاند و همه ساختگي بودند.به جرات ميگويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچكدام از اينها اتفاق نيفتاده است.
دختر استاد شهريار تصريح كرد: قسمت اخير سريال «شهريار» كاملا ساختگي بود چرا كه مادر من اصلا در بيمارستان فوت نكردهاند و اصلا مريض نبودهاند بلكه ايشان سكته مغزي كردند و از دنيا رفتند.
وي در ادامه گفتوگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهرهاي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده كه در سريال بيسواد معرفي ميشود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديك مادرم بود ولي در اين سريال، يك فرد بيگانه معرفي ميشود كه پدرم را به طور اتفاقي در بانك ميبيند.
بهجتتبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم كوچكتر بود و به خاطر انگيزه ادبياش با پدرم ازدواج كرد.
وي در ادامه گفت: همانطور كه اشاره كردم برخلاف آنچه سريال نشان ميدهد مادر من اصلا مريض نبودند. يك روز كه ما را براي مدرسه آماده ميكردند، سكته مغزي كردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند كه پدرم از ايشان پرستاري كند.
وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد كه مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا ميكرده بلكه همه او را با نام شهريار صدا ميزدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش ميكرد.
«بهجت تبريزي» با بيان اين نكته كه شهريار در 40 سال آخر زندگياش خانهنشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگياش را از خانه بيرون نرفت. خودش يك شعري را دارد كه وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است كه با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي كه آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشتهاي است كه تابيده به گلو/ من تاب ميخورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/.
وي افزود: در آن مدت اگر كسي به ملاقات استاد شهريار ميآمد، بعضي وقتها ميپذيرفت و بعضي مواقع به دليل كسرت جمعيت و اينكه حال عمومي خوبي نداشت، نميتوانست كسي را به حضور بپذيرد.
فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي پدرم ندارد بلكه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواده ما است.
بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون كوچكترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است، لذا به عنوان يك رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم كه جاي خود دارد، بلكه به عنوان يك واصل با استادي كه سالها با او زندگي گذراندهام، اعلام ميكنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است.
وي افزود: به جرات ميتوانم بگويم حتي يك مطالب مهم كه در مورد پدرم بايد منعكس شود، در اين سريال ديده نميشود و اكثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي كه از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب ميشود، در اين فيلم آن چنان كه بايد به مردم نشان داده نشده است.
فرزند شهربار خاطرنشان كرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي كه براي كمتر كسي ميافتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يك از اين مسائل پرداخته نشده است.
وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند كه زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند.
| نگاهي به فيلم «روزي كه حسني مرد شد» |
ماجراي بز و قصاب در سينما تخيل در محدوده دنياي ذهني و فانتزي كودك نقش غيرقابلانكاري دارد. كودك در گام نخست حياتش در بدو امر با رنگها و نقشها دمخور ميشود. وقتي كودك از مرحله نوجواني، جواني و بلوغ عبور ميكند، در بازخواني خاطرات دوران خردسالي بيشتر به نقش و نگارها و تصاوير در صندوقچه ذهنش باز ميگردد. در كارزار عرضه و تقاضاي سينماي جهان و مناسبات جذب و پيچاندن مخاطب، سينماي فانتزي و تخيلي، باالتفات به رشد فناوري رايانهاي وارد مرحله نويني شده است. با مرور آمار و ارقام فروش فيلمهاي فانتزي و تخيلي مختص كودكان در دهه اخير، درمييابيم كه آثار توليد شده در اين ژانر جزو 10 فيلم پر فروش هر ساله سينماي جهان هستند. اكران مهجور فيلم «روزي كه حسني مرد شد» با چند سينماي محدود و سئانسهاي نامنظم به هر روي اتفاق فرخندهاي در عرصه سينماي كودك و نوجوان اين ديار آن هم در ابتداي سال تازه نفس محسوب ميشود. اين كه بچهها و خانوادههاي آنان را چگونه دوباره با سينما بايد آشتي داد و چراغ خاموش اين گروه سينمايي را منور كرد، راهكارها و چالشهاي موجود در اين مسير را خود متوليان مربوط به اين وادي بايد كشف نمايند. كانون پرورش فكري، بنياد سينمايي فارابي و وزارتخانه آموزش وپرورش، 3 ارگان مرتبط با تراژدي سينماي كودك و نوجوان، سالهاست كه نتوانستهاند سر يك ميز به اجماع و تفاهم نظري وعملياتي برسند؛ بهگونهاي كه هريك از اين سهمتولي دولتي، سازي جداگانه مينوازند. تفاهم اجرايي وعملياتي درارتباط با سينماي كودك توسط اين سه نهاد دولتي اكنون ديگر به يك كابوس كشدار مبدل شده است. به هرروي به قول حكيم بزرگ پارسيگو: 3 پادشاه در يك اقليم نگنجند ... و اين قصه پرغصه در تمام مناسبات فرهنگي و اجتماعي ما سر دراز دارد ! «روزي كه حسني مرد شد» حكايت ساده و تك خطي غول و چراغ جادويي خود را در روستايي بينام و نشان و فرضي به سامان ميرساند. روستايي كه تنها كودكش حسن است. سازندگان اثر فضاي فانتزي كه مد نظر داشتهاند را با استناد به ظرفيتهاي جغرافيايي روستا پيش بردهاند كه اين مهم در بخش انيميشن براي مخاطب جذبه بيشتري دارد. جغرافياي حقيقي روستا ظرفيت بالقوهاي براي رخنه به دنياي كودكي دارد كه زندگي او و مادرش به بزي وابسته است؛ اما پديدآورندگان اثر با يك نگاه بيات و كهنه به دنياي حسن نقب زدهاند. در حالي كه امروز كودكان هزاره سومي از سر و كول شبكههاي ماهوارهاي و بازيهاي انيميشن بالا ميروند، اين نگاه تكراري و فاقد بداعت به يك افسانه قديمي براي مخاطبان كوچك امروزي محلي از اعراب ندارد. التفات ويژه به مقوله فقر و ترسيم جغرافياي خشن از محل زندگي حسن با دنياي فانتزي فيلم آنچنان همسو نيست. از آنجا كه داستان ظرفيت يك فيلم بلندمدت سينمايي را ندارد، پديدآورندگان اثر هر چند كوشش كردهاند با الصاق بخش انيميشن به كليت فيلم حجم زماني را افزون كنند و به مرز استاندارد برسانند، اما اين 2 بخش از لحاظ تاثير در روند پيشبرد داستان و درگير كردن حسن با موانعي كه برابرش قرار گرفته، از قوام و انسجام مناسبي برخوردار نيست. به هر روي رگههايي ازخلاقيت را ميتوان در «روزي كه حسني مرد شد» دستچين كرد. كاراكتر جادوگر پير با آن چپقش، ظرفيت بالقوهاي براي ايجاد موقعيتهاي فانتزي و تخيلي داشت كه سازندگان فيلم به سبب ناتواني درپردازش شخصيت و رها كردن جادوگر داستان به امان خدا، از كنار اين شخصيت بامزه بسادگي گذشتهاند. هرچند كه با حضور نيم بند جادوگر در بخشهايي از داستان، فيلم نفس و رمق تازهاي به خود ميگيرد. نگاه سازندگان فيلم به كاراكترهاي غول و قصاب قصه نيز از كليشههاي نخ نما شده چنين تيپهايي تبعيت ميكند. اگر منظرگاه حسن و قصاب نسبت به بززبان بسته عوض ميشد، موقعيتهاي بديعتري در مناسبات حسن با سايرين رقم ميخورد؛ اين كه حسن در انديشه كشتن بز به آب و آتش ميزد و اين بارقصاب مانع ميشد؛ بازي موش و گربه اين دو نفر در اين شكل و شمايل جديد، موقعيتهاي تازهتري براي آدمهاي داستان در هر دو بخش انيميشن و فانتزي فيلم باز ميكرد. از آن سو مادر حسن و خاله مينا در مناسبات داستان نقش سازندهاي نداشته و حكم آكسسوار را يافتهاند. سازندگان فيلم از درگير كردن اين 2 زن با دنياي تخيلي و فانتزي حسن بيدليل پرهيز كردهاند. تنها واكنش و عمل سازنده مادر حسن، زدن كلوخ به سر جادوگر است كه اين عمل در دنياي فانتزي فيلم اصلا به حساب نميآيد. موضوع ديگر به قدرت و هوشمندي شخصيت محوري در برابر موانعي كه بر سر راهش سبز ميشود، ارتباط دارد. در اين شمايل داستانهاي فانتزي، در رويه عادي و باور پذيرش كودك قهرمان فيلم از هوشياري و زيركي خود به بهترين نحو بهره ميبرد؛ اما حسن از اين عنصر كارآمد شخصيتي بيبهره است. او اغلب در برابر مصائب و موانع گيج ميزند و گويي از مرحله پرت است، مضاف بر اين كه بازيگر كودك فيلم در ارائه نقش حسن ناتوان و بسيار خام دستانه عمل كرده است البته اين ضعف مهم به هدايتكنندگان وي در پشت دوربين بيشتر ارتباط دارد. «روزي كه حسني مرد شد» در زمانه كنوني نياز مبرم به حمايت و پوشش تبليغي دارد تا مخاطبان واقعي فيلم در برابر پرده نقرهاي دنياي فانتزي آن را از نزديك رصد كنند. با حمايت وزارتخانه وزين آموزش و پرورش و نيروي بالقوه عظيم دانشآموزي، چراغ سينماي كودك و نوجوان را ميتوان روشن كرد. سايرين نيز بهتر است بجاي برگزاري سمينارهاي بيحاصل و جشنواره در حال احتضار كودك كه بيتالمال را هدر ميدهد به يك اجماع مفيد در زمينه توليد و نمايش فيلمهاي وطني در اين عرصه روي خوش نشان دهند. به هرروي ما داخل كشورنيروي خلاق و كاربلد سازنده فراوان داريم، آنچه كه در دسترس نيست، مدير با درايت، هوشمند و دلسوز است كه در اين زمانه بحراني كشتي به گل نشسته سينماي كودك و نوجوان را به ساحل نجات برساند! |
| «رضا میركریمی» پروانه ساخت «یك حبه قند» را گرفت |
| پروانه ساخت پروژه سینمایی «یك حبه قند» ششمین فیلم بلند سینمایی «سیدرضا میركریمی» صادر شد. به نقل از روابط عمومی معاونت سینمایی، شورای صدور پروانه فیلمسازی ۳۵ میلیمتری در جلسه هفته اخیر خود برای یك پروژه سینمایی از رضا میركریمی پروانه ساخت صادر كرد. بنا بر این گزارش، «یك حبه قند» به تهیه كنندگی وكارگردانی سیدرضا میركریمی عنوان پروژهای است كه از این شورا پروانه ساخت دریافت كرده است. «یك حبه قند» پس از «كودك و سرباز» ، «زیر نور ماه» ، «اینجا چراغی روشن است» ، «خیلی دور، خیلی نزدیك» و «به همین سادگی» ششمین فیلم بلند سینمایی «سیدرضا میركریمی» محسوب میشود. |
| پخش یک فیلم ایرانی از طریق موبایل در پنج شهر جهان |
|
فیلم كوتاه «سیلی» ساخته «احسان امانی» كه عرضهی بینالمللی آن، به « مركز گسترش سینمای مستند و تجربی» واگذار شده، رأس ساعت 22:30 شنبه (21 اردیبهشت ماه 1387) از طریق تلفنهای همراه در پنج شهر بزرگ جهان، پخش خواهد شد. به گزارش روابط عمومی مركز گسترش سینمای مستند و تجربی، این رخداد بینالمللی كه هدف از برگزاری آن، آشنایی با فرهنگها و نزدیكتر كردن ملتهای مختلف عنوان گردیده،توسط بنیاد فیلم « پانجیا» مستقر در شهر نیویورك برگزار میگردد. بر پایه این گزارش، نماینده بنیاد فیلم پانجیا با حضور در غرفه « مركز گسترش سینمای مستند و تجربی» در بازار فیلم جشنواره «كلرمون فران» فرانسه، فیلم كوتاه « سیلی » را انتخاب كرد تا در كنار 29 فیلم كوتاه برگزیده دیگر از سراسر دنیا و راس ساعت 6 بعد از ظهر شنبه (21/2/87) به وقت گرینویچ (10:30 شب به وقت ایران) از شبكه اینترنت به نشانی www.pangeaday.orgو تلفنهای همراه در شهرهای لس آنجلس (آمریكا)، لندن (انگلستان)، ریودوژانیرو (برزیل) و قاهره(مصر) و مومبای (هندوستان) پخش گردد. گفتنی است كه مبلغ 3 هزار دلار آمریكا نیز به عنوان حق پخش، به هر فیلم تعلق می گیرد. |
| دومين مراسم «شب كارگردانان سينماي ايران» برگزار شد | |
![]() |
|
|
در شروع برنامه که در تالار مهرباني مجموعه ورزشي انقلاب برپا شد محمدرضا شهيديفر كه اجراي اين برنامه را بر عهده داشت، از عليرضا رئيسيان رئيس كانون كارگردانان سينماي ايران خواست تا با سخنراني خود، مراسم را آغاز كند. *رئيسيان:كارگردان مهمترين عنصر سينماي بعد از انقلاب بوده است | |